|
زماني كه سال هفتاد درعمارت سابق كنسولگري بوشهربه ديدنش رفتم زنده دل وشاداب بود؛ آن چنان كه باورم نمي شد بايك پيرزنده دل هم صحبت هستم. ازمسئولين گله مي كرد وازاين كه قراراست ساختمان را تخريب كنندوبه آنان گفته اند كه بايد ازآن جا بروند. خميده وشكسته؛ اما سرحال بودوخيلي هواي پيرزنش را داشت. ازآن زمان تاكنون ازآنها خبري ندارم وهمچنين ازعمارتي كه درآن زندگي مي كردند. زندگي ...
تهيه شده توسط
علی غلامی
در تاريخ
پنجشنبه ۱۶ مهر ۸۸ ساعت ۰۷:۴۹ |
نظرات (4)
|