|
غروب نكن خورشيد ! همچنان برفرازدريا ودرلابلاي ابرهاي طلائيش باقي بمان ! نه ؛ من ازشب نمي هراسم ، هرگز! نمي خواهم زمان مرا ازتو جدا سازد! مي خواهم با بودنت دلم همچنان دريايي باقي بماند؛ چرا كه من دردريا خلاصه مي شوم وبدون اوهيچ چيزنيستم وبراي همين است كه فرياد مي زنم : هيچم به چزعشق دريا بهانه نيست دريا * توبيكران وبي عشق كرانه نيست دريا * موجم كه بسترتوخانه منست دريا* درتولذتيست كه درهيچ خانه نيست دريا *
تهيه شده توسط
علی غلامی
در تاريخ
شنبه ۱۴ شهريور ۸۸ ساعت ۱۲:۱۳|
نظرات (1)
|